کتاب «آنتیگونه ها» اثر جورج اشتاینر یک جور سفر فکری جذاب به دنیای یکی از معروف ترین تراژدی های یونان باستان است. اشتاینر که هم فیلسوف است و هم منتقد ادبی، توضیح می دهد چرا داستان آنتیگونه فقط یک نمایشنامه قدیمی نیست و هنوز هم حرف برای گفتن دارد. او از ورقینو های ماجرا شروع می کند: آنتیگونه، دختر ادیپوس، وقتی با فرمان کرئون روبه رو می شود، بین قانون حکومت و وظیفه خانوادگی گیر می افتد و با وجود منع رسمی، تصمیم می گیرد برادرش را دفن کند. همین انتخاب ساده اما پرهزینه، بحث های بزرگ درباره اخلاق، قدرت، مسئولیت فردی و مرزهای قانون را جلو می آورد.
بعد از این، کتاب نشان می دهد که اسطوره آنتیگونه در طول قرن ها چطور دوباره و دوباره زنده شده و هر دوره برداشت تازه ای از آن ساخته است. اشتاینر سراغ نگاه فیلسوفانی مثل هگل، کی یرکگور و هایدگر می رود و هم زمان رد پای آنتیگونه را در تئاتر، اپرا، نقاشی و حتی سینما دنبال می کند. نتیجه این است که آنتیگونه تبدیل می شود به نماد چیزهایی مثل مقاومت مدنی، عدالت خواهی و حتی بحث نقش زن در جامعه. این کتاب کمک می کند بفهمیم چرا این داستان قدیمی هنوز برای دنیای امروز هم آشنا و قابل لمس است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.