کتاب «یک روز مادرم در برفک تلویزیون یخ زد!...» اثر مهدی عزتی از آن کتاب هاست که از همان اسمش می فهمی قرار است با یک روایت متفاوت و کمی عجیب طرف باشی. داستان با یک ایده خلاقانه و تصویرسازی های بامزه و گاهی تلخ، تو را می برد وسط دنیایی که مرز خیال و واقعیت در آن خیلی راحت جا به جا می شود. نویسنده با زبان روان و پرکشش، کاری می کند هم لبخند بزنی و هم بعضی جاها مکث کنی و بیشتر فکر کنی.
این کتاب برای کسی که دنبال یک قصه امروزی و متفاوت است انتخاب خوبی است؛ قصه ای که هم حال و هوای خانوادگی دارد و هم از زاویه ای تازه به احساسات و ترس ها و دل نگرانی های آدم ها نگاه می کند. اگر از رمان هایی خوشت می آید که هم روایتشان ساده و قابل لمس است و هم ایده های خاص دارند، این کتاب از انتشارات نیماژ می تواند حسابی به دلت بنشیند و تا آخر همراهت نگهت دارد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.