کتاب «نابغه» نوشته مری لو، ادامه ماجراهای جون و دی را با ضرباهنگی تند و پرهیجان جلو می برد. آن ها به وگاس می رسند اما درست همان موقع اوضاع کشور به هم می ریزد؛ مقام ارشد جمهوری می میرد و پسرش «آندن» قدرت را دست می گیرد. در بحبوحه این آشفتگی ها، جون و دی برای نجات برادر دی مجبور می شوند به یک گروه شورشی نزدیک شوند؛ گروهی که هم امیدِ تغییر را زنده نگه می دارد و هم خطر را چند برابر می کند.
شورشی ها یک شرط سنگین دارند: اگر جون و دی کمک می خواهند، باید آندن را ترور کنند. از یک طرف این کار می تواند راهی باشد برای پایان دادن به سال ها ظلم و فشار، از طرف دیگر جون کم کم می فهمد آندن آن کسی نیست که تصور می کرده و شاید واقعا دنبال ساختن یک آینده بهتر باشد. همین تردید، داستان را وارد یک دوراهی نفس گیر می کند: تغییر واقعی با انتقام به دست می آید یا با انتخابی انسانی تر و سخت تر؟
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.