کتاب «صداها» از اورسلا کی لوگوین ما را می برد به شهر ساحلی «آنسول»؛ جایی که زمانی پر از مدرسه و کتابخانه و معبد بود، اما حالا زیر سلطه فاتحانی افتاده که خواندن و نوشتن را جرم می دانند و مجازاتش را مرگ گذاشته اند. در این وضعیت، مردم از «خانه اوراکل» هم می ترسند؛ ساختمانی که می گویند پر از نیروهای اهریمنی است، در حالی که در واقع آخرین رد کتاب ها و دانایی آنجاست.
قهرمان داستان، نوجوانی هفده ساله به اسم «ممر» است که خانه اوراکل برایش فقط یک ساختمان قدیمی نیست؛ پناهی است برای درس خواندن، خاطره ها، و حس امنیتی که بیرون از آن پیدا نمی شود. اما وقتی یک شاعر به نام «اورک» همراه همسرش وارد این جمع کوچک می شود، زندگی ممر و آرامش شکننده آن ها زیر و رو می شود و قصه وارد مسیر تازه ای از انتخاب، ترس و ایستادگی می گردد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.