کتاب «پریشانی هنگام غروب» اثر ماریکه لوکاس رینفلت یک رمان تلخ و تکان دهنده است که با حال و هوایی شاعرانه، شما را می برد وسط زندگی یک خانواده روستایی و مذهبی در هلند. داستان از نگاه یک دختر نوجوان روایت می شود؛ دختری که بعد از یک اتفاق ناگهانی و از دست رفتن یکی از بچه های خانواده، کم کم می بیند همه چیز در خانه تغییر می کند و غم مثل سایه روی زندگی شان می افتد.
این رمان بیشتر از این که فقط درباره یک مرگ باشد، درباره اثراتش روی آدم هاست: سکوت های طولانی، فاصله هایی که بین اعضای خانواده می افتد، و تلاش هر کدام برای کنار آمدن با رنجی که اسمش را نمی توانند راحت به زبان بیاورند. رینفلت با تصویرسازی های قوی و نثری متفاوت، درد، سردرگمی و حتی خشم پنهان شخصیت ها را طوری نشان می دهد که خواننده همزمان هم جذب داستان می شود و هم درگیر فکر کردن درباره خانواده، ایمان و سوگواری.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.