سوفیا کلی ذوق دارد که روز مادر را کنار مامانش و توی پیک نیک سالانه جشن بگیرد و یک روز خاص و دونفره داشته باشند. اما وقتی می فهمد امبر و جیمز هم قرار است همراهشان بیایند، حسابی توی ذوقش می خورد و دلش می خواهد مامانش فقط برای خودش باشد.
سوفیا برای اینکه اوضاع را درست کند از دوست جادوگرش، لوسیندا، کمک می گیرد و یک طلسم به ظاهر کار راه انداز می زنند؛ ولی مثل خیلی از جادوها، نتیجه دقیقا آن چیزی نمی شود که انتظارش را دارند و همه چیز قاطی می شود. آخرش سوفیا یاد می گیرد روز مادر فقط برای داشتن یک مامان اختصاصی نیست، بلکه برای دوست داشتن، قدردانی و حتی شریک شدن لحظه های خوب با بقیه هم هست.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.