خال خالی یه سگ کوچولوی خالدار و بامزه است که معمولا نزدیک ظهر زیر آفتاب ولو می شود و شروع می کند خال های روی بدنش را یکی یکی شمردن. همیشه هم همین که تا ده تا می شمرد، دلش حسابی ضعف می رود و گرسنه اش می شود.
اما یه روز همه چیز فرق می کند؛ هر چی خال هایش را می شمرد، خبری از گرسنگی نیست! خال خالی خودش هم تعجب می کند و می خواهد بفهمد چرا این جوری شده. اگر تو هم کنجکاوی بدانی داستان از چه قرار است، کتاب چرا این جوری شدم؟ را بخوان تا آخرش را بفهمی.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.