آقا گرگه از بس پیاده این طرف و آن طرف رفته، حسابی خسته شده و دیگر حوصله ی راه رفتن ندارد. توی دلش می گوید کاش یک چیزی بود سوارش می شدم و تندتر می رفتم! از همین جا ماجراهای بامزه و هیجان انگیزش شروع می شود و هر بار سراغ یک وسیله ی تازه می رود تا ببیند کدامشان بیشتر به دردش می خورد.
دوچرخه بهتر است یا موتور؟ اتومبیل راحت تر است یا قطار؟ شاید هم کشتی! آقا گرگه یکی یکی امتحان می کند و وسط این انتخاب ها کلی اتفاق خنده دار و جالب برایش می افتد. این کتاب کودک و نوجوان یک قصه ی شاد و سرگرم کننده است که بچه ها را با کلی موقعیت تازه و پرماجرا همراه می کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.