نادی دلش می خواهد بازی کند، اما هر بار که سراغ بقیه می رود می بیند همه سرشان شلوغ است و وقت ندارند. ملیسا به نادی یاد می دهد چطور وقتی تنهاست هم برای خودش بازی درست کند و از وقتش لذت ببرد، بدون این که حوصله اش سر برود.
در همین بازی های ساده و بامزه، نادی کم کم متوجه یک ماجرای عجیب می شود: آب نبات های ملیسا یکی یکی غیب می شوند! نادی با دقت و کنجکاوی دنبال سرنخ ها می رود تا بفهمد چه کسی یواشکی آب نبات ها را برمی دارد و آخرش هم داستان به یک کشف جالب و هیجان انگیز می رسد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.