«ملکه سایه ها» جلد چهارم مجموعه «سریر شیشه ای» (بخش دوم) از سارا جی ماس، جایی است که قصه از یک فرار و پنهان کاری ساده بزرگ تر می شود و تبدیل می شود به داستان پس گرفتن هویت و ایستادن جلوی ترس ها. آئلین برمی گردد به ریفتهولد؛ شهری که هم خاطره زخم های قدیمی را دارد و هم میدان حساب پس دادن با گذشته. او دیگر نمی تواند پشت اسم قبلی اش قایم شود، چون دوریان گرفتار نیروی تاریک والگ شده و ایدیون هم در آستانه اعدام است. برای نجاتشان باید دوباره وارد بازی های خطرناک شود و حتی رو در رو با آروبین هامل قرار بگیرد؛ کسی که سال ها روی زندگی و ذهن او سایه انداخته بود.
این جلد فقط درباره جنگ و جادو نیست؛ درباره این است که چطور آدم بعد از تروما دوباره اختیار زندگی اش را پس می گیرد. رابطه آئلین و لایساندرا یکی از جذاب ترین بخش هاست؛ دو نفری که قبلا روبه روی هم بودند، حالا کم کم تبدیل به یک تیم واقعی می شوند و رازهای لایساندرا هم داستان را غافلگیرکننده تر می کند. از آن طرف، خط داستانی مانون هم با تردیدها و بیدار شدن وجدانش، به روایت عمق می دهد و نشان می دهد همه چیز سیاه و سفید نیست. «ملکه سایه ها» پر از لحظه های نفس گیر، نقشه های سیاسی، درگیری های احساسی و تصمیم های سنگین است و آئلین را یک قدم جدی تر به سمت نقش یک رهبر آماده جنگ می برد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.