گرگ و ورت دو برادرند که آن سوی دیوار باغ، وسط وادی ناشناخته ها گیر افتاده اند و دنبال راهی می گردند که برگردند خانه. اما قصه این جلد بیشتر می رود سراغ دختر هیزم شکن؛ دختری که با پدر و مادرش همان حوالی زندگی می کند و سرپناهشان یک کلبه قدیمی و خانوادگی است که از طرف خانواده مادر بهشان رسیده.
زندگی شان ساده و آرام می گذرد؛ خودشان سبزی و گیاه خوردنی می کارند و برای جمع کردن هیزم و چیزهای لازم به جنگل سر می زنند. فقط یک چیز آرامششان را به هم می زند: انگار یک موجود ترسناک یا هیولای ناشناخته دور و بر جنگل پرسه می زند و هر لحظه ممکن است نزدیک تر شود. همین ترس، دختر را وارد ماجرایی می کند که از دلش رازهای تازه ای بیرون می آید.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.