کتاب «من پنیرم» اثر رابرت کورمیر داستان آدام فارمره؛ پسری که سوار دوچرخه می شود و از یه شهر کوچیک تو ماساچوست راه می افتد تا خودش را به یه بیمارستان در ورمونت برسونه و پدرش را ببینه. اما این سفر اصلا ساده پیش نمی رود؛ هر چی جلوتر می رود اتفاق های عجیب و گاهی ترسناک سر راهش سبز می شوند و آدم کم کم حس می کند چیزی پشت پرده این مسیر هست. روایت هم طوریه که فقط یک خط صاف نیست و مدام بین راهی که آدام می رود و چیزهایی که یادش می آید جابه جا می شود.
کنار داستان سفر، بخش هایی از گفت و گوهای ضبط شده آدام با کسی به اسم برینت را هم می خوانیم؛ شخصی که معلوم نیست واقعا روان شناس دلسوزه یا بیشتر شبیه بازجو رفتار می کند. همین رفت و برگشت ها باعث می شود تکه های پازل کم کم کنار هم بیاد و آدام بفهمد ماجرای هویت خودش و گذشته خانواده اش اون چیزی نبوده که همیشه فکر می کرده. کتاب درگیر موضوع هایی مثل هویت، حقیقت، ترس، و بازی های پشت پرده قدرت می شود و با فضای معمایی و روان شناختی اش خواننده را تا آخر توی شک و هیجان نگه می دارد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.