از وقتی موهای پنه لوپ یک شبه سرخ و براق شده، زندگی اش هم زیر و رو شده؛ چون تازه فهمیده توانایی های جادویی عجیبی دارد. گاهی می تواند فکر بقیه را بخواند، با جاده حرف بزند و حتی مثل پرنده ها پرواز کند. طبیعی است که با این همه اتفاق تازه، هر روزش پر از هیجان و دردسرهای بامزه باشد.
یک روز هم برای پنه لوپ و دوستش جینا دعوتنامه ای می رسد تا در یک کمپ آموزشی جادو شرکت کنند و کلی ذوق می کنند و آماده سفر می شوند. اما درست نزدیک حرکت، خبر می دهند که اجازه حضور در کمپ را ندارند. پنه لوپ و جینا هم که اهل کوتاه آمدن نیستند، تصمیم می گیرند یک نقشه جسورانه بچینند و به هر شکل ممکن وارد ماجرا شوند؛ و همین شروع یک داستان پرکشش و جادویی است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.