امروز روز بزرگی برای آمبر براونه؛ قراره بره کلاس چهارم. از کفش های نو گرفته تا دفترهای تازه و کلی مداد و خودکار رنگی، همه چی آماده است و انگار هیچ چیزی کم نیست.
ولی یک چیز مهم هنوز جای خالی اش را توی دل آمبر گذاشته: یک دوست صمیمی و جدید. آمبر با خودش فکر می کند چطور می شود وارد کلاس چهارم شد وقتی کسی را نداری که کنار تو بنشیند و باهاش حرف بزنی؟ این داستان هم بامزه است هم واقعی، درباره نگرانی های یک بچه قبل از شروع سال جدید و امیدی که برای دوست پیدا کردن توی دلش هست.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.