کتاب «همچون رعد» اثر جاسمین وارگا (انتشارات افق) یک رمان نوجوان پر احساس است که از دل یک دوستی قدیمی شروع می شود و بعد با یک اتفاق تلخ، همه چیز را به هم می ریزد. داستان از زبان دو نوجوان به نام های کورا و کوئین روایت می شود؛ کورا دختری باهوش و عاشق علم است و پدری لبنانی و مسلمان دارد، اما بعد از حادثه تیراندازی در مدرسه، خواهرش را از دست داده و داغش هنوز تازه است. مسئله وقتی پیچیده تر می شود که تیرانداز آن اتفاق، پارکر برادر کوئین بوده و همین باعث می شود کورا بین غم، خشم و سردرگمی گیر کند و نتواند مثل قبل به دوستی شان نگاه کند.
از آن طرف کوئین هم حال و روز خوبی ندارد؛ هم از نگاه بقیه فرار می کند، هم با حس گناه و درماندگی دست و پنجه نرم می کند و سعی می کند با یک ایده عجیب خودش را نجات بدهد: پیدا کردن راهی برای سفر در زمان تا شاید بتواند همه چیز را به قبل برگرداند. فصل ها کوتاه و رفت و برگشتی هستند و هر بار یکی از این دو نفر روایت را جلو می برد؛ بخش های کوئین هم با نامه هایی که برای برادرش می نویسد شروع می شود و کمک می کند ذهن خواننده درگیر سوال های سختی مثل بخشش، تبعیض، خشونت و امید بشود. «همچون رعد» با اینکه فضای تلخی دارد، اما کاملا قابل لمس و واقعی پیش می رود و نشان می دهد نوجوان ها چطور وسط یک بحران بزرگ، دنبال راهی برای ادامه دادن می گردند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.