داستان «گور سفید» با مرور خاطره ها و تکه های گذشته جلو می رود؛ جایی که قهرمان قصه تصمیم می گیرد برگردد و دوباره به همان لحظه هایی سر بزند که کم کم او را به آدم امروز تبدیل کرده اند. او می داند این برگشتن قرار نیست سرنوشتش را زیر و رو کند، اما انگار دلش می خواهد یک بار دیگر همه چیز را از نزدیک نگاه کند و بفهمد دقیقا چه شد که کار به اینجا رسید.
این سفر ذهنی بیشتر از آن که دنبال تغییر باشد، دنبال سبک شدن است؛ مثل کسی که حرف های نگفته و تلخی های جمع شده توی دلش را می خواهد بیرون بریزد. «گور سفید» فضای درونی و تأمل برانگیزی دارد و خواننده را آرام آرام با لایه های پنهان ذهن و احساسات شخصیت اصلی همراه می کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.