شپ مونی خوب مي داند روح و ارواح فقط تو قصه ها نيستند؛ چون تو زيرزمين خانه شان يک روح سمج زندگي مي کند که هر بار شپ پايش به آنجا مي رسد، يک جوري سر و کله اش پيدا مي شود تا حسابي بترساندش. اما اين فقط شروع دردسرهاست و شپ خيلي زود مي فهمد ماجرا قرار نيست به همين يک ترس ساده ختم شود.
همه چيز وقتي ترسناک تر مي شود که اسلپي، خبيث ترين آدمک خيمه شب بازي، وارد داستان مي شود و اوضاع را به هم مي ريزد. از اين به بعد نه خانه جاي امني است و نه حتي مدرسه؛ انگار هر جا شپ مي رود، خطر هم دنبالش راه مي افتد. حالا شپ بايد ببيند مي تواند از چنگ قوي ترين نوع اسلپي جان سالم به در ببرد يا نه.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.