آلکاس هانتر که عاشق عکاسی است، بارها از عمه و عمویش شنیده که سمت جنگل نرود و دور و بر آن خانه ترسناک پیدایش نشود. اما راستش کنجکاوی ول کن ماجرا نیست؛ مخصوصا وقتی شب مهتابی باشد و همه چیز آن قدر مرموز به نظر برسد که آدم دلش بخواهد سر از کارش در بیاورد.
همین می شود که یک شب تصمیم می گیرد بی خیال هشدارها شود و یواشکی راهی جنگل شود و به آن خانه نزدیک شود. ولی چیزی که آنجا انتظارش را می کشد، فقط یک خانه قدیمی و ساکت نیست؛ اتفاق هایی می افتد که ترس را از یک داستان معمولی به یک تجربه واقعی تبدیل می کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.