جک اصلا اهل رقابت و رو کم کنی نیست. توی بازی ها و مسابقه ها معمولا کنار می کشد و حتی می گذارد طرف مقابلش برنده شود. ولی وقتی می بیند میا با ویلسون بیشتر می گردد و ویلسون هم مدام می خواهد از همه سرتر باشد، کم کم کاسه صبرش لبریز می شود. حس می کند کسی حرفش را نمی فهمد و این رفتارها برایش قابل تحمل نیست.
یک شب که از ناراحتی از خانه میا بیرون می زند، اتفاقی چشمش به یک کتاب خیلی قدیمی و خاک خورده می افتد؛ کتابی عجیب که انگار معمولی نیست. اسمش «درس پرواز» است و جک بعد از باز کردنش می فهمد با یک کتاب جادویی طرف است. اما آیا این جادو قرار است اوضاع را بهتر کند یا تازه دردسرهای تازه ای شروع می شود؟
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.