بابای لویی یه مدتیه شده بابای خونه دار، ولی انگار اصلا از اون مدل باباهای منظم نیست! غذاهایی درست می کند که هیچ کس دلش نمی خواهد حتی مزه اش کند، لباس ها را هم موقع شستن قاطی می کند و آخرش هم از لویی توقع دارد خودش اتاقش را برق بندازد.
بدتر از همه اینجاست که بابا، لویی را به عنوان «بهترین دوست» خودش انتخاب کرده و ول کن ماجرا هم نیست؛ مدام دنبال حرف زدن و همراهی کردن است و لویی را کلافه می کند. حالا لویی باید یه راهی پیدا کند که هم بابا ناراحت نشود، هم کمی به زندگی اش برسد… ولی دقیقا چطوری؟
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.