کتاب «این خانه پلاک ندارد» یک رمان جنایی و پرتعلیق از مجموعه نویسندگان انتشارات ققنوس است که داستانش از جایی شروع می شود که دو دختر جوان به اسم های افسانه و شراره، از طریق یک آگهی تصمیم می گیرند همخانه شوند. شراره که از شهسوار به تهران آمده، دنبال این است که با ایده های موفقیت و یک شریک پولدار آینده اش را بسازد و فعلا هم مدیر فروش یک شرکت است. افسانه هم که مهندس عمران است برای کم کردن خرج و مخارج، دنبال همخانه می گردد و همین آگهی آن ها را به هم می رساند.
آن ها خانه ای قدیمی اجاره می کنند؛ خانه ای با راهروهای تو در تو، گچ بری های عجیب، کمدهای کهنه و یک حس مرموز که از همان اول زیر پوست فضا می دود. نکته ترسناک تر این است که خانه اصلا پلاک ندارد و صاحبخانه هم یک توضیح سرسری درباره شهرداری می دهد. اول همه چیز هیجان انگیز به نظر می رسد؛ حیاط خوش آب و هوا، درخت خرمالو، پیچ امین الدوله و کلی خرت و پرت قدیمی. اما کم کم یک اتفاق غیرمنتظره همه چیز را به هم می ریزد و افسانه و شراره تازه می فهمند شاید باید از همان اول، «پلاک نداشتن» این خانه را جدی می گرفتند. روایت کتاب فصل به فصل و از زاویه دید شخصیت ها جلو می رود و در کنار ترس و معما، سرک می کشد به لایه های روانی آدم ها و گوشه هایی از مسائل اجتماعی.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.