سایمون سانتیاگو از بچگی یک فرق بزرگ با بقیه داشت: روح ها را می دید و حتی می توانست با آنها حرف بزند. بعد از یک حادثه تلخ که پدر و مادرش را از دست می دهد، سر از خانه عمویش در می آورد؛ مردی که یک جور آژانس جمع و جور برای سر و کله زدن با ارواح دارد. سایمون هم کم کم می شود دست راست عمو و کارهای سخت و ترسناک خلاص شدن از شر ارواح را انجام می دهد.
حالا که سایمون سیزده ساله شده، فکر می کند آماده ماموریت های جدی تر است. تا اینکه یک تماس عجیب از یک کتابدار درمانده می رسد؛ کتابخانه ای قدیمی و بدنام که انگار چیزی آنجا آرام و قرار ندارد. وقتی سایمون وارد آن عمارت بزرگ می شود، خیلی زود می فهمد ماجرا فقط چند تا روح سرگردان نیست و یک خطر واقعی پشت داستان خوابیده. با کمک یک داوطلب جوان کتابخانه، سایمون دنبال کشف حقیقت می رود؛ قبل از اینکه خودش و عمویش هم تبدیل به یکی از ساکنان جدید «کتابخانه ارواح» شوند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.