شاه کوچولوی بی اعصاب داستان یک پادشاه بد اخلاق و همیشه شاکی است که از کوچک بودن قلمروش کلافه شده و مدام غر می زند. او خیال می کند اگر سر و صدا راه بیندازد و زورش را به بقیه نشان بدهد، بالاخره مهم می شود و همه چیز مطابق میلش پیش می رود. برای همین تصمیم می گیرد جنگ به پا کند، اما از همان اول ماجراها آن طوری که فکر می کرد جلو نمی رود و اتفاق های بامزه و عجیب غریب غافلگیرش می کند.
این قصه ساده و شیرین، با تصویرهای دوست داشتنی میشل اشترایش، خیلی خوب به بچه ها نشان می دهد جنگ و زورگویی راه حل نیست و گاهی مشکل از نگاه خود ما شروع می شود. کتاب پر از موقعیت هایی است که درباره همدلی، مسئولیت پذیری و انتخاب راه بهتر به جای خشونت حرف می زند و برای بلندخوانی کنار بچه ها هم انتخاب خیلی خوبی است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.