این کتاب قصه پسربچه ای به اسم پری را تعریف می کند که از همان روز اول زندگی اش داخل زندان به دنیا آمده و تمام یازده سال عمرش را همان جا گذرانده است. مادرش، جسیکا، مدت زیادی از حکم حبسش را پشت سر گذاشته و حالا برای آزادی مشروط اقدام کرده، اما انگار یک مانع جدی سر راهش هست و همه چیز به این راحتی ها پیش نمی رود.
یکی از زندانی ها به پری لقب «پسر آفتاب» داده، چون با وجود آن فضای سنگین، هنوز توی نگاه و دلش نور و امید هست. ولی پری کم کم به یک چیز شک می کند: نکند مادرش اصلا آن جرمی را که به خاطرش زندانی شده انجام نداده باشد؟ همین شک او را می اندازد دنبال حقیقت و رازی که سال ها ازش پنهان مانده؛ رازی که می تواند همه چیز را برای او و مادرش عوض کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.