کتاب «انسان اخلاقی و جامعه غیر اخلاقی» نوشته رینهولد نیبور، سراغ یک سوال مهم می رود: چرا خیلی وقت ها آدم ها در زندگی شخصی شان می توانند منصف و اخلاقی باشند، اما وقتی پای گروه، حزب، طبقه یا حتی یک کشور وسط می آید، رفتارها به سمت خودخواهی و قدرت طلبی می رود؟ نیبور توضیح می دهد که فرد معمولا می تواند خودش را نقد کند و جلوی بعضی خواسته ها را بگیرد، ولی جمع ها کمتر اهل عقب نشینی اند و بیشتر دنبال حفظ منافع مشترکشان هستند. به همین خاطر چیزهایی مثل همدلی و فداکاری که در رابطه های فردی شدنی است، در سطح اجتماعی ممکن است تبدیل شود به توجیه زور، حذف رقیب یا دفاع بی چون و چرا از منافع گروه.
نویسنده با همین نگاه، خوش بینی ساده لیبرالی را نقد می کند؛ این فکر که فقط با آموزش، گفتگو و اخلاق فردی می شود جامعه عادل ساخت. او می گوید برای کم کردن بی عدالتی های ورقینو دار و نابرابری های اقتصادی، گاهی باید سراغ تغییرات ساختاری رفت و نقش قدرت و سیاست را جدی گرفت. نتیجه این است که کتاب یک نگاه واقع گرایانه به رابطه اخلاق و سیاست می دهد و کمک می کند بفهمیم چرا در دنیای واقعی، عدالت اجتماعی فقط با نصیحت اخلاقی جلو نمی رود و نیاز به شناخت سازوکارهای قدرت دارد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.