مریلین رابینسون بعد از سال ها دوباره با رمان «گیلیاد» برگشته و یک داستان عمیق و انسانی را روایت می کند؛ قصه ای که از روزهای جنگ داخلی آمریکا شروع می شود و تا قرن بیستم جلو می آید. محور داستان درباره سه نسل از یک خانواده است؛ درباره رابطه پدرها و پسرها، دلخوری ها، آشتی ها و کشمکش های درونی ای که آرام و بی سر و صدا، اما خیلی واقعی، آدم را درگیر می کند.
راوی کتاب کشیش جان ایمز است؛ مردی که با نثری ساده و در عین حال شاعرانه از زندگی روزمره می گوید، از عشق و ایمان و ترس ها و تردیدهایی که حتی آدم های معتقد هم گاهی تجربه می کنند. «گیلیاد» هم مرثیه است و هم ستایش؛ کتابی که در کنار قصه گویی قوی اش، به حضور خدا در زندگی انسان نگاه می کند، اما بدون این که همه چیز را قطعی و بی سوال نشان بدهد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.