«ملکی از طلا» اثر شنون آ چاکرابورتی (انتشارات کتابسرای تندیس) جلد سوم و آخر سه گانه دیوآباد است؛ یک فانتزی پرکشش با حال و هوای خاورمیانه که از همان صفحه های اول تو را می برد وسط بحران های شهر جادویی دیوآباد. این بار اوضاع از همیشه به هم ریخته تر است و هر تصمیم می تواند شهر را یک قدم به نابودی نزدیک کند. ناهری که زمانی فقط دنبال زنده ماندن بود، حالا باید زیر بار مسئولیت های سنگین و بازی های سیاسی و جنگی دوام بیاورد و راهی پیدا کند که هم خودش را گم نکند و هم دیوآباد را سر پا نگه دارد.
از آن طرف علی، شاهزاده ای که از خانواده اش رانده شده، با توانایی های تازه و خطرناک خودش درگیر است؛ قدرتی که اگر مهارش نکند می تواند همه چیز را بسوزاند، اما شاید تنها امید نجات هم باشد. درا هم مثل همیشه مرموز و چندلایه جلو می آید و گذشته اش دوباره یقه اش را می گیرد؛ انتخاب های او مسیر داستان را غیرقابل پیش بینی می کند. نقطه قوت کتاب این است که فقط جنگ و جادو نیست؛ رابطه ها، تردیدها، عذاب وجدان ها و کشمکش های درونی شخصیت ها خیلی واقعی و ملموس از آب درآمده. جهان سازی هم همچنان پرجزئیات است؛ از بازارها و کوچه های شلوغ تا قصرها و بیابان های جادویی، و پایان بندی هم طوری است که هم پرونده سه گانه را می بندد و هم آدم را به فکر قدرت، عدالت و تاوان انتخاب ها می اندازد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.