کتاب «دختر کشیش» اثر جورج اورول (انتشارات جمهوری) داستان دوروتی را روایت می کند؛ دختری که زیر سایه سخت گیری های پدرش، کشیش روستا، مدام درگیر کارهای خانه و وظایف کلیساست و فکر و ذکرش حتی به چیزهای ریز مثل آماده کردن لباس های نمایش مدرسه هم گره خورده. زندگی او ظاهرا منظم و تکراری پیش می رود تا این که یک اتفاق غیرمنتظره همه چیز را به هم می ریزد.
دوروتی ناگهان سر از خیابان های لندن در می آورد؛ با جیب تقریبا خالی و بدتر از آن، بدون این که حتی بتواند اسم خودش را به یاد بیاورد. اورول در این رمان، بی پرده از فقر، بیکاری و گرسنگی می گوید و نشان می دهد آدمی که به ایمان و چارچوب های اخلاقی تکیه کرده، وقتی با واقعیت های خشن جامعه روبه رو می شود چطور ممکن است همه باورهایش تکان بخورد و مسیر زندگی اش برای همیشه عوض شود.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.