کتاب «در خواب هایم چاقویی به دست دارم» از اشلی وینستد یک رمان معمایی و روان شناختی پرکشش است که از همان صفحات اول، خواننده را می کشد وسط یک تجدید دیدار پرتنش. جسیکا میلر بعد از ده سال دوباره به فضای دانشگاه و جمع دوستان قدیمی برمی گردد و می خواهد نشان بدهد همه چیز در زندگی اش عالی و بی نقص پیش رفته؛ اما کافی است چند نگاه و چند جمله رد و بدل شود تا معلوم شود زیر این ظاهر مرتب، کلی خاطره و زخم قدیمی خوابیده است.
ماجرا وقتی جدی تر می شود که قتل حل نشده هدر شلبی دوباره سر زبان ها می افتد؛ قتلی که آن زمان پرونده اش بسته نشد و حالا مثل یک سایه دنبال همه شان آمده. اریک، برادر هدر، تصمیم می گیرد بالاخره حقیقت را دربیاورد و همین باعث می شود رابطه های به ظاهر دوستانه ترک بردارد: حسادت ها، رقابت ها و خیانت هایی که سال ها قایم شده بودند یکی یکی رو می شوند. روایت مدام بین گذشته و حال رفت و برگشت دارد و تا آخرین لحظه کاری می کند به هیچ کس مطمئن نباشید و مدام بپرسید واقعا قاتل کیست.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.