تو کتاب «شاهدان» از آگوست ویلسن (نشر نیلا)، با آدمی طرفیم که تنبلیش از بی کاری نیست؛ مسئله اینه که نمی خواد جون بکنه و آخرش هم برای هر ساعت فقط چند دلار بگیره. وقتی دستمزد این قدر کمه، طبیعی است که زندگی نمی چرخه و آدم هی حساب کتاب می کنه ببینه اصلا این همه زحمت می ارزه یا نه.
برای همین وسوسه راه های دیگه میاد وسط؛ مثل شرط بندی که شاید یه روزی چند برابر پول دربیاره. البته شانس همیشه همراه آدم نیست: یه وقت می بری و یه وقت هم همه چی دود می شه می ره هوا و سودش می افته تو جیب یکی دیگه. این نمایشنامه با زبون ساده و روون، همین گیر و گورهای زندگی و انتخاب های سخت رو واقعی و بی تعارف نشون می ده.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.