کتاب «گویا اسمش مارکنی بود» از آنتونیو تابوکی یک کار متفاوت و خوش ساخت است که به جای روایت معمولی، شکل نمایشنامه رادیویی دارد؛ یعنی همه چیز با صدا، مکث ها و فضاسازی شنیداری جلو می رود. قصه از جایی شروع می شود که راوی می خواهد تکه های پراکنده ی خاطره و تاریخ را کنار هم بچیند و به زندگی و اثر گولیلمو مارکونی، همان مخترع تلگراف بی سیم، نزدیک شود. اما این کتاب فقط زندگی نامه نیست؛ بیشتر شبیه یک روایت چند لایه است که مدام بین واقعیت و خیال رفت و برگشت می کند و نشان می دهد چطور «داستان گفتن» خودش بخشی از ساختن تاریخ است.
تابوکی در این اثر، در کنار مارکونی درباره چیزهای بزرگ تری حرف می زند: حافظه ی شخصی و جمعی، این که حقیقت چقدر می تواند چند تکه و قابل تفسیر باشد، و این که فناوری چطور فاصله ها را کم می کند اما هم زمان حس زمان و تجربه ی آدم ها را هم عوض می کند. لحن کتاب شاعرانه و کمی نوستالژیک است و بیشتر از این که مستقیم توضیح بدهد، با تصویرسازی و اشاره جلو می رود. اگر دنبال یک متن ادبی و نمایشی هستید که هم حال و هوای فلسفی داشته باشد و هم تجربه ای تازه از روایت به شما بدهد، این کتاب انتخاب جذابی است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.