«پیامبر خاموش» از یوزف روت یک رمان تاریخی و روان شناختی است که قصه زندگی فریدریش را دنبال می کند؛ جوانی فقیر از اودسا که موج اتفاقات سیاسی اوایل قرن بیستم او را از این شهر به تریسته و وین و زوریخ و مسکو و حتی تا پاریس می کشاند. او همراه یک انقلابی روس به اسم برزیو وارد فضای آرمان گرایی و جنبش های انقلابی می شود، اما خیلی زود می بیند واقعیت از شعارها سخت تر و پیچیده تر است. جنگ جهانی اول و آشوب های انقلاب روسیه از او آدمی می سازد که مدام بین امید و ناامیدی، ایمان و تردید، گیر می کند.
در کنار این مسیر پرتنش، رابطه او با هیلده فون مائرکر یک خط عاطفی مهم در داستان است؛ عشقی که هم به او حس تعلق می دهد و هم با جدایی ها و فاصله ها زخمش می زند. فریدریش کم کم می فهمد انقلاب همیشه قرار نیست آزادی بیاورد و قدرت می تواند آرمان ها را از درون خراب کند؛ بوروکراسی، ریاکاری و رقابت های بی حاصل جای رویاهای اولیه را می گیرد. همین جاست که معنی «پیامبر خاموش» روشن می شود: کسی که حقیقت را می بیند و حرف برای گفتن دارد، اما انگار صدایش در هیاهوی سیاست و تبعید و بی وطنی گم می شود. این کتاب برای کسانی جذاب است که رمان های جدی، ادبیات سیاسی و روایت های درونی درباره هویت و تبعید را دوست دارند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.