کتاب «فرار از تیمارستان» نوشته مدلین روو (انتشارات باژ) درواقع جلد صفر مجموعه ترسناک «تیمارستان» است و داستان را می برد به سال ۱۹۶۸؛ زمانی که آسایشگاه بروکلین هنوز یک بیمارستان روانی واقعی و فعال بوده. قهرمان این پیش درآمد نفس گیر، ریکی دزموند است؛ یک نوجوان که با دلایل مبهم و مشکوک سر از این جا در می آورد و خیلی زود می فهمد ماجرا اصلا آن چیزی نیست که به او گفته اند. ریکی مطمئن است بیمار نیست و فقط اشتباهی یا شاید هم عمدی، گیر افتاده در جایی که بیشتر به زندان می ماند تا مرکز درمان.
هرچه جلوتر می رود، فضای سنگین و آدم های عجیب و قوانین ترسناک آسایشگاه بیشتر دورش را تنگ می کنند، مخصوصا وقتی با واردن کرافورد رو به رو می شود؛ رئیس مرموزی که انگار درمان برایش مهم نیست و دنبال اجرای یک نقشه تاریک و به اصطلاح «کامل» است. ریکی با کمک یک پرستار دلسوز و یک بیمار دیگر تصمیم می گیرد قبل از اینکه دیر شود راهی برای فرار پیدا کند. این کتاب هم هیجان و تعلیق دارد، هم گوشه هایی از ظلم ساختاری و بازی های خطرناک پشت اسم «سلامت روان» را نشان می دهد و برای طرفداران ژانر ترس و دلهره یک شروع عالی برای مجموعه تیمارستان است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.