«خانه پوشالی» اثر کریستال سادرلند یک داستان رازآلود و تاریک با حال و هوای فانتزی مدرن است؛ درباره سه خواهر به اسم آیریس، گری و ویوی هالو که از بیرون شاید فقط عجیب و متفاوت به نظر برسند، اما حقیقت خیلی ترسناک تر از این حرف هاست. سال ها پیش وقتی بچه بودند، یک دفعه در حومه اسکاتلند ناپدید شدند و یک ماه بعد برگشتند، بدون این که یادشان باشد چه اتفاقی افتاده. از همان زمان هم کم کم همه چیزشان تغییر کرد: موهای تیره شان رو به سفیدی رفت، رنگ چشم هایشان تیره و تیره تر شد، اشتهایشان عجیب شد و با این حال هیچ وقت چاق نمی شوند. آدم های اطرافشان هم همزمان جذبشان می شوند و ازشان می ترسند، چون زیبایی و خطر در آن ها با هم قاطی شده است.
حالا آیریس که هفده ساله است فقط می خواهد یک زندگی معمولی داشته باشد و سالم از دبیرستان رد شود؛ کاری که خواهرهای بزرگ ترش هیچ وقت جدی نگرفتند. اما وقتی گری ناگهان غیبش می زند و چند نشانه نگران کننده پشت سرش می ماند، آیریس و ویوی مجبور می شوند دنبال ردش را بگیرند و بفهمند توی روزهای آخر چه بر سرش آمده. هرچه جلوتر می روند، پای اتفاق های ماورایی و رازهای قدیمی وسط می آید و کم کم می فهمند قصه ای که همیشه درباره گذشته شان شنیده اند کامل نیست. انگار همان نیرویی که سال ها پیش آن ها را برگرداند، دوباره دارد صدایشان می زند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.