تو جلد سوم «شکارچیان شبح»، جی سی و تیمش این بار سر از یک تئاتر خیلی قدیمی در می آورند؛ تئاتر هی بارن که بیست سال است درش تخته شده. دو تا بازیگر قدیمی می خواهند دوباره سالن را راه بیندازند، اما هر کسی برای تعمیرات پا می گذارد، بعد از یکی دو روز با ترس و لرز ول می کند و می رود و می گوید اینجا کاملا روح زده است.
ماجرا از همان اتفاقی شروع می شود که بیست سال پیش همه را شوکه کرد: ناپدید شدن یکی از بازیگران وسط همین سالن. ولی وقتی گروه دنبال سرنخ ها می رود، کم کم می فهمند داستان فقط به یک روح سرگردان ختم نمی شود و پای چیزی خیلی قدیمی تر و خطرناک تر وسط است؛ یک موجود باستانی که انگار تازه بیدار شده. این پرونده آنقدرها هم که اولش به نظر می رسد سر راست نیست و قرار است حسابی غافلگیرشان کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.