شنبه تولد اواست و از چند روز قبل برای یک مهمانی بالشی حسابی نقشه کشیده! از فیلم دیدن گرفته تا بوفه بستنی و حتی یک گوشه مخصوص عکس گرفتن و کلی سورپرایز دیگر. اوا آن قدر ذوق دارد که لحظه شماری می کند تا دوست هایش برسند و شب را با کلی خنده و بازی بگذرانند.
همه چیز عالی پیش می رود تا این که سو می گوید نمی تواند به مهمانی بیاید. اوا اولش شوکه می شود و بعد دلش می خواهد بفهمد دقیقا چه اتفاقی افتاده و چرا سو از این مهمانی بال انگیز جا می ماند. حالا اوا باید دنبال دلیلش بگردد و شاید هم راهی پیدا کند که همه چیز دوباره خوب شود.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.