تصور کن یک شاگرد تازه وارد، زانو زده تا آموزش هایش را شروع کند. استاد یک جمله خیلی الهام بخش را آرام در گوشش می گوید و تاکید می کند که این حرف را به هیچ کس نگوید. شاگرد می پرسد اگر بگویم چه می شود؟ استاد جواب می دهد: هر کسی این جمله را بشنود از نادانی و رنج آزاد می شود، اما خودت ممکن است از جمع ما کنار گذاشته شوی و سختی بکشی.
اما شاگرد طاقت نمی آورد. همان لحظه راهی بازار می شود، آدم های زیادی دور خودش جمع می کند و آن پیام را بلند تکرار می کند تا همه بشنوند. وقتی بقیه شاگردها این ماجرا را به استاد گزارش می دهند و درخواست تنبیه می کنند، استاد فقط لبخند می زند و می گوید: او دیگر به راهنمایی من احتیاج ندارد؛ همین کارش نشان می دهد که می تواند بدون تکیه به کسی، خودش تبدیل به یک استاد واقعی شود.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.