کتاب «توقعش را نداشتم!» از ریچل هالیس (انتشارات آرشیو روز) درباره همان روزهایی است که زندگی طبق برنامه پیش نمی رود؛ روزهایی مثل از دست دادن، خیانت، غم، طلاق یا حتی وقتی حس می کنی همه چیز از کنترل خارج شده. نویسنده با لحن خودمانی و صادقانه و با مثال هایی از تجربه های واقعی خودش، نشان می دهد این اتفاق های سخت قرار نیست آخر خط باشند و می شود از دلشان چیزهای مهمی یاد گرفت.
هالیس می گوید قرار نیست آینده را دقیق و کامل بچینی، اما این که با درد و بحران چطور برخورد کنی کاملا دست خودت است. یا می توانی در همان حال بد گیر کنی و هویتت را به رنجت گره بزنی، یا کم کم مسیرت را عوض کنی و از همین فصل های سخت برای رشد و قوی تر شدن استفاده کنی. این کتاب یک همراه جمع و جور برای احساسات بزرگ است؛ هم دلگرم کننده، هم الهام بخش، و یادآور این که حتی توی تاریکی هم می شود زیبایی پیدا کرد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.