خیلی وقت ها وقتی کسی عزیزش را از دست می دهد، می گوید: «کاش فقط زنده بود، حتی اگر دور بود.» سوگ دقیقا همین جا شروع می شود؛ جایی که آدم همزمان هم دلتنگ است، هم ناباور، و هم مجبور است با یک واقعیت سخت کنار بیاید: بازگشتی در کار نیست. نکته این است که سوگواری برای هر کسی شکل خودش را دارد؛ ممکن است یک نفر گریه کند، یکی بی حوصله و عصبی شود، یکی خودش را مشغول نگه دارد و یکی هم مدام در ذهنش دنبال «اگر آن روز…» بگردد. برای همین هم هیچ نسخه یکسانی برای همه وجود ندارد.
کتاب «روان شناسی سوگ» اثر ریچارد گراس، خیلی خلاصه و روشن توضیح می دهد سوگ چیست، چرا این قدر پیچیده و سنگین می شود و ذهن و بدن ما در این دوره چه واکنش هایی نشان می دهند. نویسنده با نگاه روان شناسی و روان کاوی، کمک می کند بهتر بفهمیم در این تجربه طبیعی اما دردناک چه اتفاقی می افتد و چطور می شود با این غم کنار آمد، بدون اینکه احساس کنیم «باید» حتما به شکل خاصی عزاداری کنیم. اگر دنبال درک عمیق تر فقدان و راهی برای تاب آوردن بعد از مرگ عزیزان هستید، این کتاب می تواند همراه قابل اعتمادی باشد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.