کتاب «سیب ها هرگز نمی افتند» اثر لیان موریارتی (نشر آموت) یک رمان خانوادگی پرکشش است که سراغ زندگی استن و جوی دلانی می رود؛ زوجی که سال ها با تنیس زندگی کرده اند و با راه انداختن یک مدرسه تنیس، اسم و رسمی برای خودشان ساخته اند. حالا که به فکر بازنشستگی افتاده اند، چهار فرزند بزرگشان هر کدام درگیر مسیر و دغدغه های خودشان هستند و فضای خانه مثل قبل یک دست و آرام نیست.
همه چیز وقتی جدی تر می شود که جوی ناگهان ناپدید می شود و بعد هم یک نامه خداحافظی پیدا می شود. این اتفاق مثل یک زلزله، کل خانواده را به هم می ریزد و پای خاطره ها، رازهای قدیمی و حرف های ناگفته را وسط می کشد. روایت داستان از نگاه چند نفر جلو می رود و کم کم نشان می دهد پشت ظاهر مرتب یک خانواده موفق، چه تنش ها و سوءتفاهم هایی پنهان بوده. موریارتی با نثر روان و گاهی طنازانه، از عشق و دلخوری، وفاداری و خیانت، رابطه والدین و فرزندان و سختی های سال های بازنشستگی حرف می زند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.