کتاب «النا می داند» نوشته کلودیا پینیرو داستانی پرکشش و تلخ و شیرین است که از جایی شروع می شود که جسد ریتا را در کلیسایی که قبلا به آن رفت و آمد داشت پیدا می کنند. پرونده خیلی زود و سرسری بسته می شود، اما مادر بیمار او که اسمش الناست حاضر نیست این نتیجه را قبول کند و با سماجت دنبال این است بفهمد واقعا چه اتفاقی افتاده.
ماجرا با یک سفر سخت و نفس گیر در حومه شهر جلو می رود؛ سفری که در دلش پای یک بدهی قدیمی و چند حقیقت پنهان هم وسط می آید. النا در مسیر پرس و جو و روبه رو شدن با آدم ها، کم کم لایه های پنهان زندگی اطرافش را می بیند و رمان با یک گفتگوی صریح، پرده از ریاکاری ها و زورگویی های پنهان در جامعه بر می دارد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.