کتاب «گنبد کبود» مجموعه ای از داستان های کوتاه کورش اسدی است؛ نویسنده ای خوش قلم و صاحب امضا که از شاگردهای هوشنگ گلشیری بود و حیف که فرصت نوشتن آثار بیشتری پیدا نکرد. این کتاب هشت داستان کوتاه دارد و فضای کلی اش درباره آدم های امروز است؛ آدم هایی که وسط شلوغی شهر، تنهایی و گیر افتادگی را با پوست و استخوان حس می کنند. حال و هوای داستان ها کمی وهم آلود است و خیلی وقت ها مرز بین خیال و واقعیت آن قدر نازک می شود که خودت هم مطمئن نیستی دقیقا چه چیزی واقعی است و چه چیزی زاییده ذهن شخصیت ها.
داستان ها هر کدام مسیر خاص خودشان را دارند: مثلا «گوشه غراب» با گفت و گو جلو می رود و باید از لابه لای حرف های یک زن و مرد در کافه، تکه های داستان را جمع کنی. در «گنبد کبود» ماجرا شبیه یک بازی شروع می شود و همان طور بازی گونه هم ادامه پیدا می کند. «پیاده» و «برج» هم تو را وارد خیابان ها و دنبال کردن یک راز می کنند؛ رازهایی که فقط در شخصیت ها نیست و خود فضا هم انگار چیزی را پنهان کرده. اگر داستان های مدرن و تجربه گرا دوست داری و دلت می خواهد وارد جهانی بشوی که قطعیت تویش کم است، این مجموعه انتخاب خیلی خوبی است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.