پیتر یه پسر کم حرف و آرومه که از شلوغی و سر و صدا کلافه می شه و برای اینکه کمی نفس بکشه، به یه دره عجیب و دوست داشتنی پناه می بره؛ جایی که می تونه خودِ خودش باشه و کسی کاری به کارش نداره. اما این پناهگاه ساکت، وقتی مسیرش به یه آشنایی تازه می خوره، رنگ و بوی دیگه ای می گیره.
اونجا با دختری به اسم آنی بلایت دوست می شه؛ دختری با روحیه هنری که به خاطر درگیری با سرطان خون و عضویت توی سازمان «یک آرزو بکن»، خودش رو «دختر آرزو» صدا می کنه. آنی درگیر درمانه و ته دلش می ترسه که این مسیر سخت، توانایی ها و هنرهایی رو که دوستشون داره ازش بگیره. این دوستی توی اون دره، قصه ای احساسی و امیدبخش می سازه که هم تلخی داره، هم نور.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.