کتاب «می خواهم بمیرم ولی دوست دارم دوکبوکی بخورم» از بک سهی، یک روایت صادقانه و خیلی نزدیک به زندگی واقعی از درگیری های ذهنی و حال و هوای افسردگی و اضطرابه؛ همون وقتی که از بیرون همه چیز عادی به نظر می رسه، ولی توی سر آدم پر از شک، سرزنش خود و نگرانی های تموم نشدنیه. نویسنده با زبانی ساده و قابل لمس از روزهایی می گه که با وجود قضاوت کردن خودش و دیگران، باز هم تلاش می کنه سر پا بمونه و جلوی بقیه چیزی بروز نده.
ماجرا از جایی جذاب تر می شه که بک سهی توی یک دوره 12 هفته ای، گفتگوهای خودش با روانپزشکش رو ثبت می کنه و کم کم تکه های پازل رفتارش رو کنار هم می ذاره: چرخه هایی که باعث خود آزاری ذهنی می شن، واکنش های تند، و عادت هایی که نمی ذارن رابطه های عمیق شکل بگیره. وسط همه این سنگینی ها، علاقه اش به تتئوک بوکی (کیک برنجی تند کره ای) مثل یک نقطه کوچک امید می مونه و سوال اصلی کتاب هم همینه: وقتی این همه خسته ای، آیا زندگی فقط همینه یا می شه راه سالم تری برای ادامه دادن پیدا کرد؟
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.