کتاب «قله ها و دره ها» اثر اسپنسر جانسون، داستان یک جوان بدخلق و ناامید را تعریف می کند که در یک دره زندگی می کند و حس می کند اوضاع همیشه علیه اوست. یک روز با پیرمردی آشنا می شود که بالای قله زندگی می کند؛ پیرمردی که اولش خیلی معمولی به نظر می آید، اما کم کم معلوم می شود نگاهش به زندگی فرق دارد و از آن آدم هایی است که بلد است حتی وسط سختی ها هم مسیرش را پیدا کند.
در ادامه گفت و گوهایشان، پیرمرد چند اصل ساده و کاربردی به جوان یاد می دهد؛ این که چرا دره ها فقط دوره های بدشانسی نیستند و چطور می شود از دلشان راه ساختن قله های تازه را پیدا کرد. لحن کتاب مثل یک قصه کوتاه و روان است، اما پشت همان سادگی، نکته های عملی برای بهتر تصمیم گرفتن، مدیریت حال بد، و ساختن حال خوب دارد؛ مناسب برای وقتی که می خواهی دیدت را نسبت به بالا و پایین های زندگی عوض کنی.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.