گاهی ترس مثل یک موج بزرگ می افتد روی آدم و هر کاری هم بکنی باز ول کن نیست. توی این کتاب، راشل براتن از تجربه ای می گوید که وقتی به جای جنگیدن با هراس، دست از مقاومت برداشت و گذاشت اتفاق ها مسیر خودشان را بروند، کم کم ورق برگشت. همان لحظه ای که فکر کرد دیگر توان ادامه ندارد و تسلیم شد، دید نگاهش به زندگی عوض شده و انگار از دل تاریکی، راهی به سمت یک روشنایی شفاف باز می شود.
دل بستن و دل بریدن درباره این است که چطور آدم می تواند وسط سخت ترین لحظه ها، معنای تازه ای پیدا کند؛ هم برای چیزهایی که دوستشان دارد و هم برای چیزهایی که باید رهایشان کند. روایت کتاب صمیمی و روان است و کمک می کند ترس ها را بهتر بشناسیم، با خودمان مهربان تر باشیم و یاد بگیریم گاهی رها کردن، همان چیزی است که ما را دوباره سرپا می کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.