کتاب «ریکشاران» اثر بیون کاتیلاتو ما را می برد وسط شلوغی های دهلی نو؛ جایی که راهول، یک راننده ریکشای خوش انرژی، هر روز با آدم های جور واجور سر و کار دارد. او از همان محله های ساده و فقیر آمده، اما نگاهش به زندگی پر از امید است. ریکشایش را با چراغ ها و رنگ و موسیقی جوری می چیند که مسافر وقتی سوار می شود حس کند وارد یک دنیای متفاوت شده، نه فقط یک وسیله رفت و آمد.
قصه بیشتر با گفت و گوهای راهول و مسافرهایش جلو می رود؛ هر کسی یک دردسر یا دغدغه دارد، یکی درگیر عشق و رابطه است، یکی از شکست می ترسد، یکی دنبال هدفش گم شده. راهول هم با حرف های ساده و صمیمی درباره ترس و شجاعت، صداقت، پذیرش گذشته، خودشناسی و قدرشناسی کمک می کند آدم ها از زاویه دیگری به زندگی نگاه کنند. کتاب هم حال و هوای داستان دارد و هم مثل یک همراه انگیزشی، آخر هر بخش یک نکته قابل فکر برایت می گذارد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.